|
خونه ی ما به طرز عجیبی الکی بزرگه ... یه سالن بزرگ. یه آشپزخونه گونده و سه تا اتاق خواب معمولی...
ما اول نمی دونستیم با این همه اتاق اضافه چیکار کنیم... امروز کار رنگ آمیزی تموم شد.
ما حالا یه اتاق خواب سبز و یک اتاق کار آبی و یک چایخانه سنتی قهوه ای داریم...
روز شماری می کنم تا زود تر بریم توی خونه خودمون. بعد از ارتحالیدی (earth holiday) می ریم کلی وسیله واسه خونه ی نه نقلی مون می خریم.
عرق ریختن واسه زندگی مشترک خیلی کیف داره... مثل اولین باری که مامانم اجازه داد خودم دکور اتاقمو بچینم .
پی نوشت:
۱- تهران بی آلودگی و ترافیک به آدم فرصت می ده تا راجع به مشکلات دیگه اش فکر کنی و حتی به نتیجه بررسی و حلش کنی.
۲- گربه سیاهه مهرانو خیلی دوست داره. به نظرم نفهمیده با کی طرفه خودم بهش می فهمونم که توی این خونه کی حکم می کنه. بالاخره در قلم رو هر پادشاهی یه ملکه بسه... |