وقتی آدما دلشون تنگ می شه فکر می کنن همه عالم و آدم دارن اذیتشون می کنن. اصلاْ حتی رادیو هم این جور مواقع انگار می دونه و فقط اهنگ های "آه ای خدایی" می زاره. خوب بابا منم آدمم دلم تنگ میشه. نمی دونم چرا ولی همش وقتی احساس دل تنگی می کنم از سمت خودم معاخزه (؟ درسته) می شم. همش تقصیر این آقای نوروزیه . یه جوری آدمو بار میاره که آدم همش فکر میکنه طرف مقابل همه ی آزادی های ممکن رو داره. خوب اینجوری می شه که نمی تونی به طرف مقابل گیر بدی که چرا نیست. پس مجبوری به خودت گیر بدی که چرا داری غصه می خوری... خدا وکیلی این دو تا زن و شوهر خیلی صبورن. حسودیم می شه بهشون.
***
افتخار ملی؟؟ چه لغت با مزه ای... نمی دونم اسمش چیه اما فکر کنم باید گفت هادی ساعی تو افتخار ملی ما هستی... از همه ی احساس خوش بختی که دیروز بهمون دادی مرسی...
***
دیروز بعد از ظهر آدمایی که باهاشون بازیه هادی ساعی رو نگاه کردیم. اول از اینکه ایران اول شد کیف کردن بعد از اینکه روی آمریکایی کم شد و از اینکه کلی دمغ بود حال کردن. اما ساعی با چنان ذوقی رقیب آمریکایی شو در آغوش گرفت و عکس گرفت که من یکی حداقل یه کم از احساس چزوندن یارو آمریکاییه خجالت کشیدم. کاش بتونم کمی گلوبال تر فکر کنم.
***
اصلاً تمرکز نوشتن ندارم.
اگه جمله بندی هام افتضاحه ... ببخشین. |