تبليغاتX
آسمان زندگی من
آسمان زندگی من

روزنامه ها و شبنامه ها


روز ها... زمان ... نمی دونم

غذای مامانی خوردن یه کیف دیگه داره.

مامان مهران 3 روزه که اومدن پیش ما و واقعاً خوشحالمون کردن. خیلی خوبه وقتی جمعیت یه خونه بیش تر از دو تا باشه. تازه آذین و دیوید هم 3 هفته دیگه میان. میشیم 5 نفر و این هیجان آور ترین چیزیه که من در انتظارشم.

امروز با زیبا جون رفتیم ایشا سنتر همون تمپلی که برای مدیتیشن و یوگواست. من اصلاً اهل این جور ریلکسیشن ها نیستم اما ایشا چیز دیگه ای در نوع خودشه احساس آرامشی که می ده بیش از حد تحمل منه. مثل بار پیش اشکام ناخودآگاه و غیر قابل کنترل جاری شدن.

یه گل لوتوس و یه چراغ به یاد دکتر کورس قربانی عزیز روشن کردیم. زیبا جون آروم تر شدن.

آخر این هفته میریم بنگلور امید وارم خوش بگزره.

با اینترنت موبایل نمی شه عکس آپلود کرد واگر نه کلی عکسای خوب داشتم.

(** آقای نوروزی توی فامیل ما و مهران اینا و همه دوستای دیگم که وبلاگمو فیس بوکمو چک می کنن مشهور شدین :D همه حالتونو می پرسن و می گن آقای نوروزی پیدا شد یا نه. اینترنشنال شدین)

یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

خوبه بالاخره یه خبری شد.... دلم براتون تنگ شده ولی به کسی نگین

 


ادامه مطلب

دوشنبه بیست و سوم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

قایم موشک

یکی از آقای نوروزی به من خبر بدهههههههههههههههههههههههههه....

اه ه ه ه ه ه ه ه

دل شوره خفم داره می کنه ه ه ه ه هه

پنجشنبه نوزدهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

گلو

آآآآآآآآآآایییییییییییییی

سرما خوردم و صدام در نمی آد. حالا بعد که صدام وا شد بیشتر می نویسم !!!

دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

خوب من امروز با این گروه نجومی اینجا آشنا شدم.

قراره سه شنبه بریم یه مدرسه و برنامه داشته باشیم . باید خودمو آماده کنم.

سال جهانی نجوم شروع شده ...

بزن بریم...

جمعه سیزدهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

دوستای بی معرفت

من می دونم که اون دوست بی معرفت حتی وبلاگ منو هم نمی خونه. پس هر چی دلم می خواد اینجا بارش می کنم .

هر کی ندونه اون خوب می دونه بی نجوم بودن بیش از دوری از خانواده آدمو دل تنگ می کنه.

اون وقت خبر داره که توی شهر ما یه گروه نجومی وجود داره و حتی یه ایمیل نا قابلم نمی زنه. نا مردیه چون وقت سفر اون من خبر هاشو دنبال می کردم و اون هیچ خبری که نمی گیره هیچ. خبرهای مربوطم منتقل نمی کنه.

ناراحت شدم...

چهارشنبه یازدهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

گزارش تصویری

شب یلدا

نسرین. فاطمه. مهران.سوباش. اولیور. ساش؟؟

شب یلدا

راهول. شیخ مهران. امیر

تولد

نسرین

تولد

نسرین. در حال آرزو کردن

نسرین

آرزوش براورده شد: (کاش می شد امشب ۲۳ سالم بشه )

 

دوشنبه نهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |

این چند روز به علل متفاوت موفق به آپ کردن وبلاگ نشدم.

دلایل:

۱- تولد گرفتیم . کلی خوش گذشت. (منتظر گزارش تصویری باشید )

۲- شب یلدا بود.

۳- رفتیم یه سفر دو روزه به اوتی. بسیار عالی و لازم بود. دلم واسه ستاره ها تنگ شده بود. (همچنان منتظر گزارش تصویری باشید.)

** کتی عزیزم ممنون از تبریکت. کلی به یادتونیم.

دوشنبه نهم دی 1387 توسط نسرین شکوری |



من روز 29 اردیبهشت یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت ازدواج کردم.
خاطرات زندگی مشترک حتماً اونقدر هیجان آور خواهد بود که قابل ثبت باشه...

nasrin.shakoori@gmail.com

RSS 2.0

Design By Parstheme